.

 
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
  • default color
  • green color
  • blue color

افشاگري قهرمان المپيك

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
حسين توكلي مهر سكوت را شكست
علي حسيني ركورد زد به او تسليت گفتم!
حسين توكلي، قهرمان بازي‌هاي المپيك سيدني و مربي تيم‌هاي ملي نوجوانان و جوانان در سال‌هاي اخير كه چندان علاقه‌اي به انتقاد از دوستان خود ندارد، اظهارات حسين رضازاده باعث شده به دفاع از شخصيت حرفه‌اي و قهرماني خود برآيد. چرا كه رضازاده علت كنار گذاشتن توكلي از كادر فني تيم‌هاي ملي را "بازي‌كردن او با بازي‌هاي كامپيوتري در اردوي تيم‌هاي ملي" عنوان كرده بود، نكته‌اي كه خون توكلي را به جوش آورد.


Read 0 Comments... >>

ادامه مطلب...
 

سخنان خواندني علي پروين

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
دوست داشتن پروین، حجازی و مشایخی جرم است؟
پروین: آقای رئیس‌جمهور با پیشکسوتاتهای ورزش و هنر مثل دستمال کاغذی رفتار می‌کنند
دلش پر بود، نه برای خودش که حداقل 20 بار گفت: بنویس این حرفها را برای خودم نمی‌گویم بلکه درد دل ورزش را به آقای رئیس‌جمهور می‌گویم  تا برای رفع آنها اقدام نمایند. تا به حال پروین را اینگونه مصمم ندیده بودیم.

پروین (سلطان فوتبال ایران) خیلی حرفها داشت برای گفتن البته طبق معمول سرش به کار خودش بود و در حال تأسیس یک بنیاد خیریه و یک آکادمی فوتبال تا سهم و حق خودش را به ورزش ادا کند اما حالا دغدغه‌هایش از خودش و وظایفش بالاتر رفته و به فکر دیگر پیشکسوتان ورزش و هنر افتاده و از آقای احمدی‌نژاد درخواست رسیدگی دارد.

شاید نامه سرآلکس فرگوسن برای حجازی او را تکان داده بود. شاید هم مدتها بود که این حرفها را می‌خورد و نمی‌گفت اما در گفتگوی اختصاصی با ایپنا بالاخره حرفهای دلش را گفت.

باید حرفهایم را به آقای احمدی‌نژاد بزنم. حرف زیاد دارم.

* چه می‌خواهید بگویید، بفرمایید ما می‌نویسیم.
- بنویسید آقای احمدی‌نژاد، همه جای دنیا آدمهای معروفشان را می‌آیند سمبل مملکت خودشان می‌کنند و در جایگاههای درست از آنها استفاده می‌کنند چرا ما برعکس عمل می‌کنیم تا آدمی یک کمی معروف می‌شود می‌خواهیم او را از بین ببریم! شما ببینید پلاتینی کجاست؟ بکن باوئر کجاست؟ چرا پله و اوزه بیو وزیر ورزش کشورشان هستند اما اینجا پیشکسوتان و بزرگترها وزرش و هنر در خانه‌هایشان هستند و حتی احترام کافی هم نمی‌بینند؟

* یعنی چه که احترام کافی نمی‌بینند؟
- خودم را نمی‌گویم اما برخی از اسطوره‌های ورزشی ما حتی برای ورود به ورزشگاه آزادی مشکل دارند. در حالی که در ورزشگاه‌های اروپایی باشگاهها برای پیشکسوتان صندلی خالی قرار می‌دهند و حتی اگر آنها به ورزشگاه هم نیایند صندلی‌شان خالی می‌ماند! اینجا آن وقت اسطوره‌های ورزشی ما باید هفت‌خوان رستم را رد کنند تا جایی برای نشستن در آزادی پیدا کنند؟

* دقیقا از آقای رئیس‌جمهور چه انتظاری دارید؟
- باید شرایط را به گونه‌ای ترسیم کند که مسئولان برای زحمتکشان ارزش قائل شوند! من علی پروین و ناصر حجازی و... 45 سال خاک ورزش را خورده‌ایم تا شده‌ایم پروین و حجازی اما برخی یک شبه می‌آیند و می‌خواهند همه این امتیازها را بدست آورند البته آنها علی پروین نمی‌شوند اما من می‌گویم بهزادی، جباری، جاسمیان، حجازی و غیره از راه ورزش و از راه خاک خوردن شده‌اند پیشکسوت ورزشی؛ می‌گویم چرا هنرمندان و هنرپیشه‌ها هم چنین مشکلاتی دارند؟ این معضل فقط در فوتبال به وجود نیامده در بقیه جاها هم دیده می‌شود! علی پروین شدن که جرم نیست! آیا جرم است که من را یا حجازی را یا مشایخی را مردم دوست دارند؟

یکی باید بپرسد که کاشانی، حجازی، کارو، جان‌ملکی، حاجیلو، چنگیز، بهزادی، روشن و... الان دقیقا کجا هستند و چکار می‌کنند؟ چه کاری انجام می‌دهند که آن کار را بهتر از ورزش بلدند و اعتبارش را دارند؟ این آدمها را باید تحویل بگیرند. باورکنید توقع ما پول نیست! حتی پست و مقام هم نیست بلکه توقع احترام داریم.

* این یعنی به احترام کافی گذاشتن به پیشکسوت شما قانع هستید؟
- من که اصلا چیزی نمی‌خواهم! از قول من بنویس من نه پست می‌خواهم، نه مقام و نه پول. من به هر چه که می‌خواستم به لطف خدا در این فوتبال رسیده‌ام من درد ورزش هنر و پیشکسوتان را می‌گویم.

ناصر ملک‌مطیعی را چند روز پیش دیدم. افتاده حال بود. این مرد به آرام و بی‌صدا بود! می‌دانی او چقدر زحمت کشیده برای این مملکت؟ چقدر جوانها مثل من رفته‌اند و نشسته‌اند پای فیلمهای این مرد؟ ایرج قادری الان کجاست؟ چرا کار نمی‌کند؟ چرا از تجربه اینها استفاده نمی‌شود؟ چرا عزت و احترام کافی نمی‌بینند؟

* علی آقا شما از استیل‌آذین پیشنهاد دارید؟
- آقای هدایتی لطف دارند اما بازگشت برای من بسیار سخت است با این وضعیت که هیچ چیز سرجایش نیست من چطور برگردم؟ احترام نیست و به جای همه آنها پول شده معیار! در ضمن من حرفم چیز دیگری بود و شما چیز دیگری می‌پرسی!

* نه هدف داشتم. می‌خواستم بگویم خود شما هم با وجود پیشنهاد کار وسط گود نمی‌آیید پس چرا انتظار دارید دیگران برای پروین‌ها کارهایی انجام بدهند، مگر شما عصاره این ورزش نیستید؟

- من  می‌گویم سخت است. محیط ورزشی نیست. آبرویم را از سر راه نیاورده‌ام که، 45 سال طول کشیده تا شدم علی پروین.

* برای بکن باوئر و پلاتینی هم سخت است اما می‌آیند؟
- بله اما شرایط را هم برایشان مهیا می‌کنند! آنها امنیت شغلی دارند. دایی را دیدید؟ با یک باخت برکنارش کردند! شما فکر می‌کنید حرف من دقیقا چیست؟ اینکه احترام الکی به پیشکسوت بگذارند؟ نه ما تشنه قدرت و صندلی که نیستیم تحت هر شرایطی برگردیم! مهم این است که ما تجربه‌مان را به کار بگیریم اما به شرط احترام! من که سهم خودم را جور دیگری انجام می‌دهم اصلا هم بحث خودم نیست.

ما با کمک دوستانی چون همین آقای پرورش و آقای ذوقی یک بنگاه خیریه داریم درست می‌کنیم تا به مردم و ورزشکاران کمک کنیم یک آکادمی فوتبال هم داریم تأسیس می‌کنیم تا بچه‌ها را از پایه برای فوتبال آماده کنیم. من درد خودم را که ندارم. حرف من این پیشکسوتهای متخصصی است که باید احترامشان حفظ شود. اینها دستمال کاغذی نیستند که وقتی احتیاجشان داریم بیایند و وقتی کارمان تمام شد آنها را کنار بگذاریم آنها چند دهه زحمت کشیده‌اند تا آبرو جمع کنند!

* سرآلکس فرگوسن از انگلستان برای حجازی نامه داد! سرآلکس که نه،‌ منچستریونایتد و بخش فرهنگی‌اش چنین کردند آن هم در حالی که باشگاههای ما اصلا واحد مشخصی به نام فرهنگی که کارمند و دفتر و دستک داشته باشد ندارند!  و فقط بیانیه‌های تند و مصاحبه‌های تندتر را از آنها می‌بینیم که نه تنها ورزشی نیست بلکه ضدارزش هم هست!
- بله حرف من هم همین‌هاست. آقای احمدی‌نژاد! چرا در کشور خودمان هیچکس هیچ کاری مثلا برای ناصر انجام نمی‌دهد؟ البته حجازی محتاج هیچکس نیست. دوستان و دوستداران زیادی هم دارد که پول که سهل است جان هم برایش می‌دهند یکی از آنها هم خود من! اما حرف من حرف احترام است، عزت است، تخصص است.

* دلیلش ظاهرا این است که ورزشی‌ها خانه‌داری می‌کنند و غیرورزشی‌ها ورزش را اداره می‌کنند؟

- حرفتان درست است اما من منظورم پست و مقام نیست. عزت و احترام است. پیشرفت در ورزش است. ما پیشکسوتان خوره پست و مقام نیستیم. به لطف خدا عزتی در میان مردم داشته و داریم که به آن افتخار می‌کنیم.

* سرآلکس نامه برای حجازی می‌نویسد اینجا باشگاه‌هایمان بعضا با مربیانی که آنها را قهرمان هم کرده‌اند یک سال تمام تهمت می‌زنند و بیانیه می‌دهند و به نوعی با شخصیتش بازی می‌کنند!

- بله، وقتی می‌برند خودشان برده‌اند وقتی می‌بازند آن پیشکسوت خط داده! من نمی‌دانم این خط دادن یعنی چه؟ یعنی 2 نفر را می‌گذارند آن بالا که فحش بدهند و تیم تو گل بخورد؟ احترام یعنی همین حرفها! شما ببینید از میان 18 تیم لیگ برتری یکی از مدیران هم ورزشی نیست! یعنی این همه پیشکسوت باشگاهها هیچکدام نمی‌توانستند مدیرعامل یکی از این باشگاهها باشند؟

حرف زیاد است. من نمی‌خواهم احترام کسی را از بین ببرم و البته احترام خودم را هم باید حفظ کنم. برای همین نمی‌توانم برخی حرفها را بگویم چون فردا علیه من حرف می‌زنند! به همین دلیل هم هست که دوست دارم مستقیم با آقای احمدی‌نژاد صحبت کنم تا ایشان به صورت مستقیم درد ورزش را از زبان ما بشنود و حرفهایم اثر  درستی داشته باشد وگرنه دوباره فردا چند نفر شروع می‌کنند به تخریب علی پروین که درد پیشکسوتان را می‌گوید!

الان شما ببینید سوپراستارهای این مملکت را تحویل نمی‌گیرند! حتی یک تشکیلات منسجم نداریم که این عزیزان را عزت بگذارد.

* تشکیلات منسجم یعنی چه علی‌آقا؟ چرا عقب‌نشینی می‌کنید؟ وظیفه و حق همینهاست که ورزش و هنر را بسازند. به ورزش نگاه کنید. شده وبلاگ‌نویسی؟ شده دعوا و ناسزا گفتن! انگار هر کس بیشتر ناسزا بگوید مدیرتر و تواناتر است و کاپ قهرمانی را باید به او بدهند! مگر شما مدیرعامل پرسپولیس نبودید؟ تازه با آقایان زم و محلوجی درگیری شدیدی در مورد مالکیت پرسپولیس (از طرف سازمان) داشتید، کجا این حرفها گفته می‌شد؟ کجا این مصاحبه‌ها با این شکل و شمایل بود؟

- حرف دل ما را می‌زنی! به راستی از آقایان باید همین‌ها را پرسید. باید پرسید چرا فرگوسن از حجازی دلجویی می‌کند؟ چرا نباید همینجا در ایران شخصی چنین کند؟ پس مکتب ورزشی چه می‌شود؟ مرام و مسلک ورزش چه می‌شود؟ منچستر و فرگوسن از قلب اروپا که ما در عشق، محبت قبولشان نداریم مسلک ورزشی دارند اما اینجا...!

* با این حال معتقدم که شما خودتان هم عقب‌نشینی کرده‌اید و باید بیایید،‌ مثل بکن‌باوئر، پلاتینی، پله، اوزه‌بیو و...

- دوباره به همان نکته اشاره کردی! ما کار را بلدیم اما امنیت شغلی در ایران نیست. بکن‌باوئر که می‌گویید سهام باشگاه بایرن را دارد. در واقع خودش صاحب بایرن است. اینجا هم اگر واقعا باشگاهها خصوصی شوند می‌توان با خرید سهم وارد ورزش که تخصص پیشکسوتان است شد. تازه من معتقدم به حکم زحماتی که پیشکسوتان کشیده‌اند باید سهمی از سهام را به آنها بدهند چون شاید برخی پول نداشته باشند سهام بخرند اما عشق، تجربه، علم و تخصص دارند و زحماتشان را هم قبلا کشیده‌اند که سودش را نبرده‌اند چون آن زمان اصلا پولی در کار نبود که سودش را ببرند.

با این امنیت شغلی‌ها که نمی‌توان کار کرد؟ من علی پروین که نمی‌توانم امروز بیایم فردا برکنارم کنند؟ مگر محمد دادکان بدکار کرده بود؟ حتی او را هم برکنار کردند چرا چون امنیت شغلی نیست! وقتی نیست چرا می‌گویی ما بعضی از ما که دوستانی مثل هدایتی هم داریم که لطف دارند باید برگردیم؟

* خب غیرورزشی‌ها و سیاسی‌ها هم امنیت شغلی ندارند!

آنها چیزی با برکناری‌شان از دست نمی‌دهند! تازه مشهورتر هم می‌شوند اما ما پیشکسوتان آبرویمان را ذره‌ذره جمع کرده‌ایم، ما ضرر می‌کنیم.

به هر حال ما که سرمان به تأسیس بنگاه خیریه و آکادمی فوتبالمان که قرار است تا 15 روز دیگر در 22 منطقه تهران تأسیس شود گرم است و کار خودمان را می‌کنیم اما پیشکسوتان و متخصص‌ها را جذب کنید و به آنها احترام بگذارید. همه حرف من همین بود.

همین محمد پنجعلی یک مصاحبه کرد که خیلی خوشم آمد. آمد و در تلویزیون گفت منتظر هستید من بمیرم وچند دور،‌ دور امجدیه من را بچرخانید و بروید؟

پیشکسوت که می‌میرد 2، 3 هزار نفر می‌آیند امجدیه و وقتی به بهشت‌زهرا می‌رسند 50 نفر هم نمانده‌اند اگر وضع مالی‌اش بد باشد 4 تا قول دروغ و چاخان هم می‌دهند و در می‌روند. آقایان! پهلوان زنده را حفظ کنید!

Read 0 Comments... >>
 

كمربند قويترين مرد ايران براي احمدي نزاد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
قوي‌ترين مرد ايران هم كمربند قهرماني‌اش را تقديم احمدی نژاد کرد
من براي تكرار قهرماني نزديك به 20 ميليون تومان هزينه كردم. اين هزينه شامل خورد و خوراك، مكمل‌هاي غذايي و ساخت آيتم براي تمرين بيشتر مي‌شود. البته اين تمام هزينه‌هايي نيست كه يك قهرمان مي‌پردازد. من در يك دوره زماني 6 ـ 5 ماهه، روزي 7 تا 8 ساعت تمرين ‌كردم و به واسطه اين زمان طولاني، خود به خود از كسب درآمد‌هاي معمولم نيز محروم شدم. همه اينها در شرايطي است كه براي قهرماني در مسابقات قوي‌ترين مردان هيچ تضميني وجود ندارد و با يك آسيب‌ديدگي كه اتفاقا اجتناب‌ناپذير هم هست تمام رشته‌هايتان پنبه خواهد شد.

جام جم؛ در طول مصاحبه، دائم با كف دستش ور مي‌رفت، انگار كه چيزي را بكند. تاول‌هاي دستش بود؛ تاول‌هايي كه هميشه همراه قوي‌ترين مرد ايران است و حتي در روزهايي كه مسابقه‌اي در كار نيست هم او را تنها نمي‌گذارد.

علاقه‌مندان به رشته قوي‌ترين مردان ايران، با نام و چهره روح‌الله داداشي در سال 1376 كه اولين دوره اين رقابت‌ها برگزار شد، آشنا شدند. روح‌الله البته در آن سال‌ها مدعي قهرماني نبود، اما به خاطر منش و اخلاق ورزشكاري‌اش هميشه مورد توجه قرار داشت. داداشي هنوز هم اين خصلت‌هاي خوب را از خود دور نكرده است.

اين را از رفتار و نوع نگاهش مي‌توان فهميد. او 2 سال پياپي است كه كمربند قهرماني مسابقات سنگين قوي‌ترين مردان ايران را از آن خود مي‌كند، اما نه با كسي كري مي‌خواند و نه اهل ورود به حاشيه است. همچنان ساكت است و سربه‌زير و به قول خودش كم‌حرف.

اين خصلت‌ها براي كسي كه زندگي‌اش هميشه با قهرماني آميخته بوده، غنيمت است. او فعاليت ورزشي‌اش را با ورود به رشته كشتي آغاز كرده است، سپس در اندك مدتي جذب رشته پرورش‌اندام شده، 7 قهرماني در پرورش‌اندام كرج، 2 قهرماني در تهران و 2 قهرماني در ايران را تجربه كرده و اكنون هم 2 سال پياپي است كه عنوان قوي‌ترين مرد ايران را به خود اختصاص مي‌دهد.

البته شايد هرگز شاهد سومين قهرماني روح‌الله داداشي در مسابقات قوي‌ترين مردان نباشيم. اين چيزي است كه خود روح‌الله مي‌گويد. قوي‌ترين‌ مرد ايران براي ادامه زندگي ورزشي‌اش، تصميمات ديگري دارد كه شايد بهتر باشد از زبان خودش بخوانيم.

روح‌الله داداشي زماني كشتي‌گير بود و حالا قوي‌ترين مرد ايران است. چه شد كه از روي تشك نرم كشتي به مبارزه با وزنه‌هاي سنگين روي آوردي؟
از نوجواني به پرورش‌اندام علاقه داشتم؛ اما به واسطه حضور برادرم علي در كشتي، در اين رشته ورزشي فعاليت كردم و اتفاقا با تشويق‌هاي علي بود كه عنوان قهرماني كشور را نيز در كشتي به دست آوردم. سال 76 بود كه قهرمان ايران شدم. سال 75 فعاليت در رشته كشتي را آغاز كردم و اتفاقا اولين بار در وزن 48 كيلوگرم بود كه دوبنده كشتي را پوشيدم. البته من فقط 2 سال كشتي گرفتم. يعني سال 77 كه برادرم باشگاه بدنسازي داير كرد، به پرورش‌اندام روي آوردم و ديگر هيچ‌گاه سراغ كشتي نرفتم.

فكر مي‌كردي براي دومين سال پياپي بتواني قهرمان مسابقات مردان آهنين شوي؟
سال گذشته كه اول شدم، خيلي‌ها گفتند كه آن قهرماني اتفاقي بود. از اين رو با برادرم علي يك برنامه اصولي گذاشتيم تا امسال هم با تمام قوا در مسابقات شركت كنم. هدف من، كسب عنوان قهرماني بود و مي‌خواستم در آخرين حضورم در رقابت‌هاي قوي‌ترين مردان، با حضور در فينال براي حفظ كمربند قهرماني تلاش كنم.

چرا آخرين بار؟
مي‌خواهم از اين به بعد در پرورش‌اندام فعاليت كنم. پرورش‌اندام رشته مورد علاقه من است و حتي قبل از اين كه در مسابقات قوي‌ترين مردان شركت كنم، در سال‌هاي 81 و 82، دو بار قهرمان مسابقات پرورش‌اندام تهران و ايران شدم.

اصلي‌ترين انگيزه‌ات براي خداحافظي از رشته قوي‌ترين مردان ايران چيست؟
هزينه‌هاي شركت در مسابقات قوي‌ترين مردان واقعا بالاست، ضمن اين كه زمان تمرينات اين رشته نيز واقعا زياد است. من در يك دوره زماني 5، 6 ماهه، روزي 7 تا 8 ساعت بايد تمرين كنم. حمايت مسوولان هم چندان تعريفي ندارد.

شايد يكي از دلايلي كه ورزشكاران اين رشته بخوبي حمايت نمي‌شوند، اين است كه خود قهرمانان با يكديگر متحد نيستند. به همين خاطر هم مسابقات قوي‌ترين مردان هميشه با حاشيه‌هاي زيادي همراه است.

يكي از دلايلش اين است كه در سال فقط يك مسابقه برگزار مي‌شود. اگر تعداد اين مسابقات بيشتر شود؛ به طوري كه همه مدعيان فرصت قهرمان شدن داشته باشند، اين رقابت هم رنگ و بوي رفاقت به خود خواهد گرفت و ديگر اين گونه نخواهد بود كه هركس از زمين خوردن دوستش خوشحال شود.

يعني الان واقعا فضاي حاكم بر مسابقات قوي‌ترين مردان اين گونه است؟!
‌تقريبا!‌ اين طور كه خود بچه‌ها مي‌گويند ورزشكاران در مرحله مقدماتي با يكديگر برادرند، در نيمه‌نهايي تبديل به رفيق مي‌شوند و در فينال هم دشمن يكديگر.

براي اين كه بتواني از عنوان قهرماني‌ات در مسابقات قوي‌ترين مردان دفاع كني، چقدر زمان گذاشتي؟
سال گذشته كه قهرمان شدم، در جريان مسابقات فينال، از ناحيه پشت بازو آسيب ديدم و همين باعث شد به علت عمل جراحي، نتوانم در نيمه اول سال تمرين كنم. به همين خاطر حتي از فكر حضور در اين دوره از مسابقات قوي‌ترين مردان ايران خارج شدم، اما با تشويق دوستان، از تصميم خود صرف‌نظر كردم. به عبارتي، فعاليتم را براي حضور در مسابقات مردان آهنين امسال از نيمه دوم سال گذشته شروع كردم و با 5 ماه تمرين مستمر براي دفاع از عنوان قهرماني‌ام آمدم. در ضمن يك نكته‌اي هم هست كه من مي‌خواهم در اين گفتگو براي اولين بار آن را عنوان كنم.

با كمال ميل مي‌شنويم... .
من همين جا قصد دارم خالصانه كمربند قهرماني‌ام را به رئيس‌جمهور محترم، دكتر احمدي‌نژاد كه در عرصه‌هاي اقتصاد، سياست و ورزش به مردم خدمت مي‌كند، تقديم ‌كنم. از نظر من، قوي‌ترين مرد ايران دكتر احمدي‌نژاد است، چون مسووليت‌هاي وي به مراتب دشوارتر از بلند كردن وزنه‌هايي است كه ما با آنها سروكار داريم. او منشا استقامت و بردباري است و من اميدوارم در آينده هم شاهد حمايت‌هاي رئيس‌جمهور از ورزشكاران باشيم.

اخيرا اين تصميم را گرفتي؟
نه، من قصد داشتم در همان روز فينال، كمربند قهرماني‌ام را به رئيس‌جمهور هديه كنم، اما چون وقت برنامه كم بود و فرصت چنداني براي صحبت كردن نداشتيم، بهتر ديدم در روزنامه جام‌جم اين مساله را عنوان كنم. در آينده‌اي نزديك و در يك مراسم ويژه، رسما كمربند قهرماني‌ام را به دكتر احمدي‌نژاد تقديم مي‌كنم.

سوالي كه براي خيلي‌ها پيش مي‌آيد، اين است كه روح‌الله داداشي، براي اين كه قهرمان مسابقات قوي‌ترين مردان ايران بشود، چقدر هزينه مي‌كند؟
اين هزينه به فيزيك بدني و توانايي‌هاي ورزشكار بستگي دارد. البته نكته ديگر اين است كه اگر يك ورزشكار با صرف چند ميليون تومان قهرمان ‌شد، سال آينده براي حفظ اين قهرماني بايد 2 برابر آن مبلغ را هزينه كند.

اين مبلغ براي روح‌الله داداشي كه از عنوان قهرماني‌اش دفاع كرد، چقدر بود؟
من براي تكرار قهرماني نزديك به 20 ميليون تومان هزينه كردم. اين هزينه شامل خورد و خوراك، مكمل‌هاي غذايي و ساخت آيتم براي تمرين بيشتر مي‌شود. البته اين تمام هزينه‌هايي نيست كه يك قهرمان مي‌پردازد. من در يك دوره زماني 6 ـ 5 ماهه، روزي 7 تا 8 ساعت تمرين ‌كردم و به واسطه اين زمان طولاني، خود به خود از كسب درآمد‌هاي معمولم نيز محروم شدم. همه اينها در شرايطي است كه براي قهرماني در مسابقات قوي‌ترين مردان هيچ تضميني وجود ندارد و با يك آسيب‌ديدگي كه اتفاقا اجتناب‌ناپذير هم هست تمام رشته‌هايتان پنبه خواهد شد.

با توجه به پرهزينه بودن رشته قوي‌ترين مردان، چه شرايطي بايد ايجاد شود كه يك ورزشكار بتواند سال‌ها در اوج آمادگي در مسابقات شركت كند و خيلي زود حضور در اين عرصه را به لقاي آن نبخشد؟
حمايت فدراسيون از ورزشكاران در درجه اول اهميت قرار دارد. بعد هم نياز است تا مسوولان استاني با در اختيار گذاشتن وسايل اين رشته و آماده‌سازي سالن‌هاي تمرين، قهرمانان شهرشان را مورد حمايت قرار دهند. نكته سوم بحث راه‌اندازي ليگ قوي‌ترين مردان ايران است تا از اين طريق، اسپانسرهاي بيشتري هم جذب شوند.

الان كل 32 نفري كه در مسابقات مردان آهنين شركت مي‌كنند، فقط يك اسپانسر دارند كه آن هم اسپانسر برگزاركننده مسابقات است. اين باعث مي‌شود پول زيادي به ورزشكاران نرسد. به عنوان مثال من كه قهرمان مي‌شوم در ازاي 20 ميليون تومان هزينه‌اي كه مي‌كنم فقط 13 ميليون تومان جايزه مي‌گيرم و آن كسي كه به فينال صعود نمي‌كند حتي يك ريال هم عايدي نخواهد داشت. اگر اسپانسر باشد و حمايت كند در طول سال مي‌توان مسابقات بيشتري برگزار كرد. خارجي‌ها در طول سال 10 بار در تورنمت‌هاي جهاني و داخلي شركت مي‌كنند، اما اينجا در ايران چون اسپانسر نيست ما فقط يك بار در سال مسابقه مي‌دهيم و از اين حيث، رشته قوي‌ترين مردان براي قهرمانان آن به صرفه نيست.

به نظر مي‌رسد اين روح‌الله داداشي اندكي كوچك‌تر از آن كسي باشد كه در فينال قو‌ي‌ترين مردان رقبايش را با اقتدار شكست داد؟
من در فينال 127 كيلو وزن داشتم و الان 117 كيلو هستم. شايد اين موضوع به دليل همين كاهش وزن باشد.

يعني در همين زمان كوتاه، 10 كيلو وزن كم كرده‌اي؟
خب، ما در جريان مسابقات برنامه غذايي خاصي را دنبال مي‌كنيم. به عنوان مثال ما در يك روز بايد 6 وعده غذا بخوريم. ضمن اين كه ورزش كردن هم به ما كمك مي‌كند كه وزنمان افزايش پيدا كند. الان يك ماهي است كه نه ورزش مي‌كنم و نه 6 وعده در روز غذا مي‌خورم!

مي‌توانم بپرسم براي صرف اين 6 وعده، چگونه برنامه‌ريزي مي‌كنيد؟
اول صبحانه، بين صبحانه و ناهار يك وعده، بعد ناهار، بين ناهار و شام هم 2 وعده و بعد شام. تازه موقع خواب هم اگر شد، باز بد نيست اگر يك وعده ديگر هم بخوريم. يعني 7 وعده در روز.

براي موفقيت در مسابقات قوي‌ترين مردان وجود چه فاكتورهايي لازم و ضروري است؟
قدرت، سرعت، استقامت و هوش بسيار بالا. البته من فكر مي‌كنم 50 درصد موفقيت يك ورزشكار به هوش او برمي‌گردد. اين كه چه موقع فشار بياورد و چه موقع انرژي‌اش را ذخيره كند. مثلا من در همين مسابقات اخير در مرحله مقدماتي اصلا خودم را خسته نكردم؛ به طوري كه هر كس مرا مي‌ديد، مي‌گفت تو امسال به نيمه‌نهايي هم صعود نمي‌كني!

درباره رقابت‌هاي اين فصل قوي‌ترين مردان آهنين در ايران چه نظري داري؟
امسال واقعا رقابت سنگين شده بود. ما سال گذشته گوي 180 كيلويي داشتيم؛ اما امسال گوي200 كيلويي اضافه شده بود. در پلكان 10 كيلو به وزنه‌ها اضافه شده بود. به جاي كشيدن تريلي از ترن استفاده شد كه سنگين‌تر بود. حمل چمدان 360 كيلويي الوار را هم داشتيم كه آن فشار زيادي به بچه‌ها وارد كرد. در مجموع من فكر مي‌كنم كل آيتم‌ها 10 تا 15 درصد سنگين‌تر از سال گذشته بود.

با اين وجود امسال شاهد روح رقابت در بين اكثر ورزشكاران نبوديم و آنها بيشتر با حسابگري از آيتم‌ها عبور مي‌كردند.
خيلي از مردم به خاطر اين موضوع از ورزشكاران ناراحت بودند.

فكر نمي‌كني اين موضوع در آينده بزرگ‌ترين تهديد در كاهش جذابيت مسابقات قوي‌ترين مردان باشد؟!
قطعا همين طور است. من وقتي پاي گيرنده تلويزيوني مي‌نشينم تا رقابت‌هاي مردان آهنين را تماشا كنم، انتظار دارم قهرمانان اين رشته بيشترين حد توان خود را در انجام حركات و آيتم‌ها به نمايش بگذارند. هر اتفاقي غير از اين، بيننده تلويزيوني را آزرده‌خاطر خواهد كرد.

گفته مي‌شود امكانات فدراسيون براي جلوگيري از مصدوميت ورزشكاران در حد نازلي بوده است.
بله امسال امكانات خيلي خوب نبود. ما از 8 صبح تا 5 بعدازظهر با كمترين امكانات رفاهي رقابت مي‌كرديم و براي استراحت هم ناچار بوديم از يك پتو به عنوان زيرانداز استفاده كنيم و در جايگاه تماشاچيان بخوابيم. اما هر چه بود براي همه يكسان بود. در ضمن رابطه آقاي پورعليفرد، رئيس فدراسيون بدنسازي و پرورش‌اندام با ورزشكاران آنقدر دوستانه است كه كسي از اين بابت ابراز ناراحتي نكند. هر ساله نيت قلبي آقاي پورعليفرد و آقا فرامرز (خودنگاه) اين است كه بهترين امكانات را براي بچه‌ها فراهم كنند، اما امسال چون زمان زيادي براي تدارك وجود نداشت و از ابتدا نيز قرار نبود مسابقات در تهران برگزار شود، بناچار بچه‌ها مجبور شدند در چنين شرايطي با هم رقابت كنند.

سخت‌ترين آيتم مسابقات مردان آهنين براي تو كدام است؟
به نظر من قرار دادن گوي‌هاي سنگي روي پلكان و اسكات تعادلي از همه سخت‌تر است. شايد آنهايي كه مسابقات را ديدند تعجب كنند و بگويند من اين گوي‌ها را مثل توپ بسكتبال بلند مي‌كنم، اما من چند بار در همين آيتم دچار آسيب‌ديدگي شدم. اسكات تعادلي هم با توجه به فشار زيادي كه به ساق پا وارد مي‌كند، برايم سخت است.

شنيدم در همين بلند كردن گوي ركورددار جهان هستي.
بله، من ركورد جهاني 2 آيتم را در اختيار دارم، يكي پلكان و ديگري بلند كردن گوي.

برويم سراغ حاشيه‌هاي مسابقات اخير. اين مساله كه بجز روح‌الله داداشي ديگر ورزشكاران از ريز جزييات برگزاري مسابقات قوي‌ترين مردان ايران اطلاعي نداشتند، صحت دارد؟
وقتي بخواهند قهرماني يك نفر را لوث كنند خيلي چيزها را مي‌گويند. مثلا من از قول يكي شنيدم كه گفته بود وقتي روح‌الله مي‌خواست قطار را بكشد ليفتراك از پشت آن را هل داد!

من واقعا تعجب مي‌كنم از اين‌كه مي‌بينم برخي دوستان اين صحبت‌ها را در روزنامه‌ها مطرح مي‌كنند. آيتم‌ها كه هر سال مشخص است. ما هميشه 6 آيتم فينال داريم كه 5 تاي آنها ثابت است. پلكان، گوي، نگه داشتن وزنه‌ها از طرفين، كشيدن اتوبوس يا قطار و حمل بشكه. امسال فقط وزنه‌هاي آن كمي سنگين‌تر شد. در نيمه‌نهايي هم هميشه از 5 آيتم، 4 تاي آن ثابت است. ضمن اين كه در مرحله مقدماتي هم آيتم‌هايي چون حمل چمدان، اسكات تعادلي، سه‌گانه و... هميشه ثابت است و همه از آيتم‌ها باخبرند. تازه اين بار 2 ماه قبل از شروع مردان آهنين و پس از طراحي آيتم‌هاي اين دوره، بخشنامه‌اي براي تمامي شهرستان‌ها ارسال شد تا نفرات شركت‌كننده به واسطه آن در جريان مسابقات اين دوره قرار بگيرند. اين كار هر سال در فاصله 5 يا 10 روز قبل از مسابقات صورت مي‌گرفت، اما با تصميم آقاي خودنگاه، اين بار 2 ماه زودتر به تمام بچه‌ها اطلاع داده شد.

يعني مي‌گويي حتي قبل از شروع مسابقات قوي‌ترين مردان هم با دستگاه‌هاي نصب شده در شهرك سينمايي تمرين نداشتي؟
دقيقا تا 7 روز قبل از مسابقات امسال، قرار بود قوي‌ترين مردان ايران در عسلويه برگزار شود و صحبتي از ميزباني شهرك سينمايي نبود. در ضمن 3 روز قبل از مسابقات اين آيتم‌ها در خود شهرك سينمايي نصب و تعداد زيادي از آنها نيز در همان مكان ساخته شد.

گفته مي‌شد برخي ورزشكاران نامي، قبل از اين دوره از مسابقات مردان آهنين با فرامرز خودنگاه دچار اختلاف نظر شده بودند و با اين استدلال كه شما از طرف كميته داوران حمايت مي‌شوي، به داوري‌ها اعتراض مي‌كردند...
شما به عنوان يك بيننده تلويزيوني در جريان مسابقات اين دوره، موردي دال بر حق‌كشي ورزشكاري ديديد؟ اتفاقا از آنجا كه ده‌ها نفر در جريان هر آيتم كورنومتر مي‌گيرند، حتي يك صدم ثانيه هم نمي‌شود حق و ناحق كرد، چه برسد به جانبداري از يك نفر خاص. در ضمن باز هم اگر ورزشكاري روي يك مورد اعتراض داشت همان‌جا فيلم مسابقه بازبيني مي‌شد تا هر شك و شبهه‌اي برطرف شود.

جريان چرخ‌هاي قطار در يكي از آيتم‌هاي‌ فينال چه بود؟ من در جايي خواندم يكي از دلايلي كه محراب فاطمي به مسابقات ادامه نداد، اعتراضي بود كه روي همين موضوع داشت.
چه اعتراضي؟!

اين‌كه چرخ قطاري كه بايد توسط فيناليست‌ها كشيده مي‌شد كمي تاب داشت و فقط براي شما كه نفر آخر بوديد اين عيب برطرف شد!
مگر چنين چيزي امكان دارد؟ وقتي بخواهند قهرماني يك نفر را لوث كنند خيلي چيزها را مي‌گويند. مثلا من از قول يكي ديگر هم شنيدم كه گفته بود وقتي روح‌الله مي‌خواست قطار را بكشد ليفتراك از پشت آن را هل داد! آن هم در حضور آن همه تماشاگر و ورزشكار؟! هميشه اين حرف‌ها مطرح مي‌شود، اما مردم خودشان بهترين كارشناس هستند. اين مسابقات يكي از بي‌حاشيه‌ترين مسابقات ادوار گذشته بود و كوچك‌ترين اجحافي در حق كسي نشد. اين نهايت كم‌لطفي دوستاني است كه اين حرف‌ها را مطرح مي‌كنند.

در جريان مسابقات قوي‌ترين مردان ايران شاهد هستيم كه گفته مي‌شود فلان آيتم در حد مسابقات جهاني يا حتي فراتر از آن است. قهرمانان ما تا چه اندازه مي‌توانند با قهرمانان دنيا رقابت كنند؟
قهرمانان ما چيزي از رقباي جهاني خود كم ندارند. تنها تفاوت اين است كه آنها به لحاظ مالي تامين هستند، اما ورزشكاران ما هميشه با دغدغه‌هاي مالي مواجهند. به عبارتي كار آنها فقط ورزش كردن است، اما در ايران چنين چيزي وجود ندارد. به عنوان مثال من 2 سال پيش وقتي از ماريوس لهستاني كه از قهرمانان بنام قوي‌ترين مردان است، شغلش را پرسيدم او به من گفت كار من همين ورزش كردن است، مگر شما كار ديگري هم انجام مي‌دهيد؟! بعد هم وقتي من در جوابش گفتم ما اينجا بايد در كنار ورزش كار هم بكنيم، با خنده گفت: «ورزش خودش سخت‌ترين كار است!» بد نيست بدانيد ورزشكاران خارجي قانوني دارند كه اگر در 10 تورنمنت داخلي و بين‌المللي شركت كنند تا آخر عمر حقوق دريافت خواهند كرد.

تو تجربه حضور در مسابقات قوي‌ترين مردان جهان را نيز داري. مسابقاتي كه در تهران برگزار شد و با مقام سومي‌ات به پايان رسيد.
2 سال پيش اگر مصدوم نمي‌شدم مي‌توانستم بالاتر از استويان تودورچف، قهرمان 6 دوره جهان، روي سكوي قهرماني بايستم. در آن مسابقات من با اختلاف يك امتياز نسبت به ورزشكار بلغاري، در مكان سوم ايستادم. نفر اول و دوم، هم‌امتياز شدند و من فقط به خاطر يك آيتم، پايين‌تر از آنها قرار گرفتم و جايزه 5 هزار دلاري را به دست آوردم.

پرسشي كه براي خيلي‌ها مطرح است اين ‌كه چرا در مسابقات قوي‌ترين مردان از ورزشكاران تست دوپينگ گرفته نمي‌شود.
عمده‌ترين دليلش هزينه‌هاي بالاي اين كار است. البته اين ‌طور هم نيست كه چون در مسابقات قوي‌ترين مردان تست دوپينگ گرفته نمي‌شود، پس همه ورزشكاران دوپينگ مي‌كنند.

وقتي دوپينگ آزاد است، چرا نبايد اين‌گونه باشد؟
كساني كه مي‌خواهند چندين سال در عرصه قهرماني باقي بمانند هيچ‌گاه دوپينگ نمي‌كنند، چرا كه استفاده از مواد نيروزا در درجه اول عمر قهرماني يك ورزشكار را كاهش مي‌دهد، ضمن اين‌كه لطمات جبران‌ناپذيري هم به بدن انسان وارد مي‌شود.

يعني مي‌خواهي بگويي در قهرماني‌هاي متوالي روح‌الله داداشي دوپينگ هيچ نقشي نداشت؟
دقيقا! من و ساير دوستاني كه در مسابقات قوي‌ترين مردان تا مرحله فينال صعود كردند، از مكمل‌هاي ورزشي كه به تاييد وزارت بهداشت رسيده است استفاده مي‌كنيم.

در مسابقات جهاني قوي‌ترين مردان هم محدوديتي براي استفاده از داروهاي نيروزا وجود ندارد؟
نه، آنجا هم دوپينگ آزاد است، اما اگر ورزشكاري بخواهد دوپينگ كند نمي‌تواند هر 2 ماه در مسابقات سنگين شركت كند. استفاده زياد از مواد نيروزا باعث از كار افتادن كبد مي‌شود و اين چيزي است كه همه ورزشكاران از آن باخبرند.

جايي از قول محراب فاطمي خواندم اگر سال‌ها توانسته ورزش كند، به اين دليل بوده كه روي اصول دوپينگ مي‌كرده! اين دوپينگ اصولي، يعني چه؟
اين را بهتر است از خود آقا محراب بپرسيد، اما من فكر كنم منظور او همين استفاده درست از مكمل‌هاي غذايي بوده نه دوپينگ. آقا محراب امسال با 36 سال سن توانست با شايستگي به فينال صعود كند. شما مطمئن باشيد اگر دوپينگي در كار بود، او الان نمي‌توانست جزو بهترين‌هاي ايران باشد.

مهم‌تر از آمادگي جسماني يك ورزشكار، اين فشارهاي روحي ـ‌ رواني است كه هنگام مسابقه به او وارد مي‌شود. تو چطور سعي مي‌كني اين فشارها را تحمل كني و در شرايط آرماني باقي بماني؟
من آدم خونسرد و كم حرفي هستم و اصلا اهل حاشيه نيستم. امسال هم خيلي‌ها تلاش كردند، من را به حاشيه ببرند، اما برادرم علي، مدام از من مي‌خواست نسبت به اتفاقات اطرافم بي‌تفاوت باشم.

با توجه به شناختي كه از بچه‌ها داري، شانس قهرماني كدام يك از قوي‌ترين مردان ايران را در مسابقات فصل آينده كه خودت حضور نداري، بيشتر مي‌داني؟
ما هر سال يك پديده داريم و پيش‌بيني اين‌كه چه كسي قهرمان مي‌شود راحت نيست. مثلا امسال ما محسن آخوندي را داشتيم كه با آمادگي‌اش همه را شگفت‌زده كرد. در عين حال بحث مصدوميت ‌هم مطرح است و هيچ ورزشكاري نمي‌تواند خودش را از پيش برنده بداند.

امسال مسلم دارابي كه پس از تو به عنوان نايب قهرماني رسيد، يكي از چهره‌هاي آينده‌دار بود.
بله! مسلم هم با استعداد است و هم با اخلاق. درباره او اين نكته جالب هم وجود دارد كه هرچه خواب مي‌بيند همان اتفاق مي‌افتد. مثلا سال گذشته قبل از رقابت‌هاي فينال، قهرماني من را به برادرم علي تبريك گفت و عنوان كرد براساس خوابي كه ديده است تلاش‌هاي ديگر فيناليست‌ها در قهرماني بي‌نتيجه خواهد بود، چون روح‌الله اول خواهد شد و خودش دوم. امسال هم قبل از مسابقات خواب ديد كه رضا قرائي فقط يكي ـ‌ دو آيتم رقابت مي‌كند كه دقيقا همين اتفاق افتاد و رضا با مصدوميت صحنه رقابت‌ها را ترك كرد!

مي‌خواهم، ويژگي‌هاي شخصيتي روح الله داداشي را از زبان خودش بشنوم. شايد خيلي‌ها فكر كنند روح‌الله به واسطه اين زور بازو و سرو كله زدن با وزنه‌هاي سنگين، شخصيت خشكي داشته باشد.
همه درخصوص من مي‌گويند چهره مظلومي دارم و در عين حال كم‌حرف و صبور هستم. دقيقا شخصيت من همين گونه است. من خيلي خونسرد هستم و كمتر پيش مي‌آيد از موضوعي عصباني شوم.

مهم‌ترين آرزويي كه مي‌خواهي به آن برسي چيست؟
دوست دارم در رشته پرورش‌اندام خودم را در مسابقات مسترالمپيا ببينم و در اين رشته به موفقيت برسم. بيشتر كارشناسان، فيزيك بدني من را براي حضور در مسابقات پرورش‌اندام مناسب دانسته و شانس موفقيت من را در اين رشته بالا ارزيابي مي‌كنند.

چه احساسي داري از اين‌كه مي‌خواهي در اوج با مسابقات قوي‌ترين مردان ايران خداحافظي كني؟
قطعا دلم براي خاطرات خوشي كه در اين رشته داشتم تنگ خواهد شد، اما به هر حال از اين تصميم پشيمان نيستم چون مي‌خواهم در پرورش‌اندام به عمر قهرماني‌ام ادامه دهم.

آينده خودت را در عر‌صه رقابت‌هاي پرورش‌اندام چگونه مي‌بيني؟
هدف من حضور در مسابقات مستر المپياست و همان‌طور كه گفتم دوست دارم در پرورش‌اندام هم به بالاترين افتخارات ممكن دست پيدا كنم.

و صحبت پاياني... .
از برادرم تشكر مي‌كنم كه براي من خيلي زحمت كشيد. من تمام موفقيت‌هايم را مديون او هستم. از فرماندار كرج، نماينده اين شهرستان در مجلس شوراي اسلامي و شهردار اين شهر تشكر مي‌كنم. در پايان هم دست تمام كساني كه براي موفقيت من تلاش كردند را صميمانه مي‌فشارم.


Read 0 Comments... >>
 

بيانيه انتقادي دكتر بهرامي در خصوص تكواندو

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
بهرامي‌نژاد در بيانيه انتقادي خطاب به پولادگر:
چرا يك بار اسم پولادگر حذف نشده است؟!
آيا بدنساز و پزشكي را سراغ داريد كه 9 سال 2 كيف40، 50 كيلوگرمي را فقط براي ارائه خدمات سريع و آني به تيم ملي و رفع نيازهاي آنها حمل كرده باشد؟ كجاست آقاي پولادگر كه ببيند در حال حاضر به دليل حمل همان تجهيزات سنگين، مجبور به جراحي سنگين ستون فقرات شده ام و قادر نيستم تمرينات شديد انجام دهم.
بدنساز و پزشك سابق تيم ملي تكواندو گفت: چرا بايد 9 سال مسئول انجام خدمت صادقانه و بي منت باشم و ديگري مسئول بهره برداري؟
ادامه مطلب...
 

گزارشي از ورزش همگاني

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
گزارشی از ورزش همگاني در ايران و ايتاليا؛
از ورزش برای همه تا مافيای ورزش همگاني
عليرضا دبير در خصوص علت واگذار نكردن ورزش همگاني به شهرداري، خاطر نشان كرد: "هميشه فكر مي كنيم هر جا مسئوليتي بر عهده داشته باشيم، قدرتمندتر و توانمندتر خواهيم بود. به همين دليل، سازمان ورزش اجازه فعاليت شهرداري را در ورزش همگاني نمي دهند؛ حال آنكه هيچ توجه اي به پيشبرد و توسعه آن ندارند."

با مقايسه ورزش شهروندي ايران با ايتاليا مي‌توان به برخي تفاوت‌ها در توسعه ورزش همگاني پي برد.

به گزارش فارس؛ ورزش مقوله‌اي است كه معمولاً تمامي مردم يك جامعه، كم و بيش با آن رابطه دارند. اگرچه ممكن است آنها به صورت حرفه‌اي پيگير آن نباشند؛ اما به طور تفريحي با آن برخورد دارند.

تمام محققان و دانشمندان به اين موضوع اذعان داشته‌اند كه ورزش عامل موثر در سلامتي افراد يك جامعه است. به همين منظور، مسئولان كشورها با احداث اماكن ورزشي، اين فرصت را در اختيار شهروندان قرار مي‌دهند تا اوقات فراغت خود را در اين اماكن سپري كنند.


* مردم چكمه‌اي ، دوستدار ورزش
ايتاليا يكي از كشورهاي جنوب اروپا است كه مردم آن براي دوري از پيري و حفظ تناسب اندام، هرگز ورزش را فراموش نكرده و از كوچكترين امكانات براي انجام فعاليت‌هاي ورزشي استفاده مي‌كنند. فوتبال، دوچرخه‌سواري، واليبال، هندبال، تنيس، شنا، اتومبيل‌راني، موتورسواري، شمشيربازي و ...، رشته‌هاي مورد علاقه شهروندان سرزمين چكمه است؛ گرچه فوتبال و اتومبيل‌راني جايگاه ويژه‌اي در اين بين دارد. مردم ايتاليا با جديت مسابقات حرفه‌اي اين رشته‌ها را پيگيري مي‌كنند.

شهروندان ايتاليايي براي انجام فعاليت‌هاي ورزشي محدوديتي ندارند. آنها با وجود آن كه اقتصاد پويايي نسبت به بيشتر كشورهاي اروپايي ندارند؛ اما ورزش همگاني در كنار هنر و موسيقي، از بزرگ‌ترين خواسته‌ها و برنامه‌هاي روزانه اكثريت آنها است.


* سازماندهي ورزش شهروندي با كمك شهرداري‌ها
در بيشتر شهرداري‌ها سازماني به نام «ورزش براي همه» وجود دارد. اين سازمان به دنبال اين است تا تمامي كساني كه استعداد بالاي ورزش ندارند هم ورزش كرده و با نشاط و انگيزه زندگي كنند. توسعه ورزش شهروندي نيز بر عهده شهرداري‌هاست. تعامل و هماهنگي مناسب شهرداري با فدراسيون‌ها جلوه خاصي به ورزش همگاني خواهد بخشيد.

آموزش مربيان ورزش همگاني، اطلاع‌رساني مسابقات شهروندي، توسعه امكانات در شهرها و روستاها، شناسايي استعدادها، بخش ارتباطات با سازمان‌هاي بزرگ داخلي و خارجي و تأمين بودجه ورزش شهروندي، از مهم‌ترين بحث‌ها در شهرداري‌ها هستند.

هزينه‌هاي باشگاه‌ها نسبت به درآمد شهروندان ايتاليايي بالاتر است. بنابراين، يك فرد كه در روستا زندگي مي‌كند، در صورت عدم حمايت دولت، براي ثبت‌نام در يك باشگاه دچار مشكل خواهد شد.

مسئولان ورزشي و دولتمردان ايتاليا به خوبي از اين موضوع آگاهي دارند. به همين دليل، مسئوليت در اين حوزه را به شهرداري‌ها واگذار كرده‌اند و با تأمين بودجه‌، كاري كرده‌اند كه شهرداري‌ها در هر منطقه باشگا‌هاي متعددي را تأسيس و بستر را براي حضور شهروندان فراهم كنند.

با توجه به امكانات موجود، مردم عادي ايتاليا براي ثبت‌نام در باشگاه‌هاي دولتي دغدغه زيادي ندارند. آنها با كمترين هزينه به عضويت باشگاه‌ها در مي‌آيند و سلامتي خود را تضمين مي‌كنند.


* مافيا ، مانعي بزرگ براي توسعه همه جانبه ورزش
شهرداري در توسعه ورزش شهروندي نقش اصلي و حياتي را بازي مي‌كند؛ اما در اين زمينه همچون بخش‌هاي ديگر، وجود واژه‌اي به نام «مافيا» آزاردهنده است.

در بيشتر كشورهاي دنيا، شهرداري‌ها بودجه ورزش شهروندي را تأمين مي‌كنند و فدراسيون‌ها بار حمايتي را بر دوش دارند. اين در حالي است كه ميان كاركنان و مديران شهرداري‌ها افراد زيادي از گروه‌هاي متعلق به مافيا حضور دارند. به همين دليل، براي تأسيس فضاهاي ورزشي نسبت به همسايه‌هاي خود عملكرد مناسبي نشان نداده‌ است. اين موضوع يكي از مشكلات اساسي شهروندان علاقه‌مند به ورزش است.


* قدرت ، مانعي براي رشد ورزش همگاني در ايران
معمولاً شهرداري ها بيشتر در سطح شهر درگير مسائل هستند و با مشكلات مردم آشنايي دارند. به همين منظور، در تمام دنيا اين وظيفه به آنها محول مي‌شود. شهرداري ها با در دست داشتن زير ساخت‌ها، حلقه وصل مردم و ورزش خواهند بود و به توسعه ورزش در جامعه كمك مي كنند.

همانطور كه گفته شد، در تمامي دنيا شهرداري ها مسئوليت توسعه ورزش همگاني را برعهده دارند؛ اما در ايران اين وظيفه بر دوش فدراسيون است كه زير نظر سازمان ورزش فعاليت دارد.
عليرضا دبير، عضو شوراي شهر تهران در اين زمينه به خبرنگار فارس گفت: "ورزش در چهار سطح وجود دارد كه قسمت پرورشي و تربيتي آن برعهده آموزش و پرورش و بخش قهرماني زير نظر كميته ملي المپيك و سازمان تربيت بدني اداره مي شود. ورزش همگاني برعهده شهرداري ها است و قسمت حرفه اي نيز زير نظر بخش خصوصي خواهد بود. "

وي ادامه داد: "متأسفانه در ايران هر چهار قسمت را سازمان تربيت بدني اداره مي كند و تا زماني كه به اين شكل ادامه پيدا كند، در ورزش ايران فقط بايد به دنبال تك ستاره ها بود. "

دبير در خصوص علت واگذار نكردن ورزش همگاني به شهرداري، خاطر نشان كرد: "هميشه فكر مي كنيم هر جا مسئوليتي بر عهده داشته باشيم، قدرتمندتر و توانمندتر خواهيم بود. به همين دليل، سازمان ورزش اجازه فعاليت شهرداري را در ورزش همگاني نمي دهند؛ حال آنكه هيچ توجه اي به پيشبرد و توسعه آن ندارند."


* بودجه اندك شهرداري ها براي ورزش همگاني
دبير با اشاره به اينكه ورزش همگاني يكي از وظايف 23 گانه شهرداري هاست، عنوان كرد: "سازمان تربيت بدني بودجه بسيار اندكي را در اختيار شهرداري استان تهران قرار داده است؛ به گونه اي كه حتي براي يك منطقه نيز كفايت نمي كند."

وي افزود: "متأسفانه حمايت سازمان در اين بخش بسيار ضعيف است. با اين حال، شهرداري تهران اقدامات فراواني را در اين زمينه انجام داده و در سال هاي گذشته رشد شايان ذكري را داشته است. سازمان مسئوليت ورزش همگاني را برعهده گرفته؛ اما شهرداري است كه عملاً باعث ارتقا و توسعه اين ورزش شده است. "


* بسترسازي و اطلاع رساني عوامل رشد ورزش همگاني
عليرضا دبير در مورد مشوق هاي موثر در اين زمينه به خبرنگار فارس گفت: "در ابتدا بايد بسترسازي مناسب صورت گيرد تا تمامي افراد بدون هيچ مشكل و دغدغه اي بتوانند به ورزش رو بياورند. بسترسازي به معناي احداث اماكن مناسب است. تهران يكي از شهرهاي فقير در خصوص داشتن اماكن ورزشي است و بايد اين نقيصه را از بين برد."

وي ادامه داد: "در مرحله بعد بايد اطلاع رساني صحيح و كافي صورت گيرد. تمامي مردم را از فوايد ورزش آگاه كرد و اين موضوع محقق نمي شود؛ مگر با كمك رسانه هاي ديجيتالي و نوشتاري."


Read 0 Comments... >>
 
پنجاهمین فدراسیون ورزشی در راه است
هدف از راه اندازی فدراسیون انجمن های ورزشی ایجاد پایگاهی برای فعالیت و سازماندهی ورزشهایی با پتانسیل قهرمانی است. بر این اساس از این پس تبدیل شدن برخی رشته های صاحب پتانسیل قهرمانی به فدراسیون های ورزشی با مرکزیت این فدراسیون انجام خواهد شد.

به زودی از سوی سازمان تربیت بدنی فدراسیون انجمنهای ورزشی با تحت پوشش قراردادن برخی از ورزشهایی که ماهیت قهرمانی دارند تاسیس و آغاز بکار خواهد کرد.

به گزارش مهر، طرح تاسیس این فدراسیون هم اکنون در دست بررسی کارشناسان سازمان تربیت بدنی قرار دارد و با نهایی شدن مراحل تدوین اساسنامه و چارچوب های قانونی، این فدراسیون بزودی فعالیت خود را درعرصه ورزش کشور آغاز  خواهد کرد.

بر اساس طرح تشکیل فدراسیون انجمن های ورزشی از این پس رشته هایی که از ماهیت قهرمانی برخور دارند ولی متولی برای سازماندهی آنها وجود ندارد در قالب این فدراسیون فعالیت خواهند کرد. راگبی و کریکت و برخی رشته های قهرمانی فدراسیون ورزشهای همگانی، دراگون بت و اسکی روی آب از فدراسیون قایقرانی، انجمن های ورزشهای هوایی و ... از جمله رشته هایی هستند که تحت پوشش این فدراسیون جدید التاسیس قرارخواهند گرفت.

به این ترتیب از این پس فدراسیون ورزش همگانی تنها در راستای توسعه و عمومیت بخشیدن به ورزشهای همگانی فعالیت خواهد کرد و بخش قهرمانی این فدراسیون به فدراسیون انجمن های ورزشی واگذار می شود.

هدف از راه اندازی فدراسیون انجمن های ورزشی ایجاد پایگاهی برای فعالیت و سازماندهی ورزشهایی با پتانسیل قهرمانی است. بر این اساس از این پس تبدیل شدن برخی رشته های صاحب پتانسیل قهرمانی به فدراسیون های ورزشی با مرکزیت این فدراسیون انجام خواهد شد.

با آغاز بکار فدراسیون انجمن های ورزشی تعداد فدراسیون های ورزشی تحت پوشش سازمان تربیت بدنی به عدد 50 خواهد رسید.

آخرین بروز رسانی:

آخرین به روز رسانی آخرین بروز رسانی:
دوشنبه, 15 شهریور 1389

تقویم

امروز
 چهارشنبه , 17/شهريور/1389
زمان :    

تماس با یزدان راد





آمار بازدیدکنندگان

ما 4 مهمان آنلاین داریم
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 56109

اخبار برتر


سرخط اخبار ورزشی

خبرنامه

نام:

ایمیل: